مرتضى مطهرى
170
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است محال ؛ و يا علت ، خود ذات واجب است ، يعنى خود ذات ، علت وجود خودش است . اما در عليت و معلوليت كه چيزى مىخواهد علت وجود چيزى باشد علت در مرتبهء قبل موجود است و معلول در مرتبهء بعد . پس در اينجا هم خود ذات بايد در مرتبهء قبل وجود داشته باشد تا در مرتبهء بعد وجود بدهد . حال آيا اين وجود مرتبهء بعد عين وجود مرتبهء قبل است ؟ ( اگر اين طور باشد تقدم شىء بر نفس لازم مىآيد ) و يا وجود مرتبهء بعد غير از وجود مرتبهء قبل است ؟ اگر اين طور باشد باز ما نقل كلام مىكنيم در وجود مرتبهء قبل كه آن هم بالاخره وجود عارض است و بالاخره ذات بايد در مرتبهء قبل وجود داشته باشد ، و آخر الامر به دور يا تسلسل مىانجامد « 1 » . اين است كه حاجى مىگويد : الحق ماهيته انيته - اذمقتضى العروض معلوليته ( يعنى معلوليّة الوجود ) . حال اگر وجود حق تعالى معلول باشد ، يا علتش بايد امر خارجى باشد و يا علتش بايد خودش باشد . اينكه علتش امر خارجى باشد اين قدر بديهىّ البطلان است كه قابل طرح نبوده و حاجى آن را طرح نكرده است . و اما اگر علت وجود خودش باشد ، پس بايد در مرتبهء قبل موجود باشد . اگر آن وجود سابق با اين وجود الحق يكى است ، تقدم شىء بر نفس لازم مىآيد ( فسابق مع لاحق قد اتّحد ) و اگر غير از اوست تسلسل لازم مىآيد ( او لم تصل سلسلة الكون لحد ) « 2 » .
--> ( 1 ) . - اين اشكال نسبت به مخلوقات هم صدق مىكند . استاد : نه ، در مخلوقات صدق نمىكند ، زيرا واجب الوجود نمىتواند معلول علت خارج باشد ولى ممكن الوجود كه مىتواند معلول علت خارج باشد . - بالاخره در هر ممكن الوجود وقتى وجود عارض بر ماهيت مىشود ماهيت قبلا موجود است يا نه ؟ استاد : خير ، موجود نيست . - پس وجود عارض عدم مىشود ؟ استاد : نه ، وجود آن وقت معلول است . در اينجا صحبت معلوليت است ، خود وجود معلول يك علت خارجى است . در ممكن الوجود اين حرف معقول است و بلكه بايد چنين باشد ، اما در واجب الوجود معقول نيست . واجب الوجود كه نمىتواند وجودش معلول غير باشد . ( 2 ) . - حالا يك اشارهاى هم بفرماييد كه چطور اين استدلال مبتنى بر اصالت ماهيت است . استاد : زيرا بنابر اصالت ماهيت است كه سخن از اين است كه نسبت وجود به هر ماهيتى نسبت عارض به معروض است در ظرف ذهن و بلكه در ظرف خارج . آن وقت مىگوييم آن ذات متحقق همان خود ماهيت است . حال چون ذات ماهيت من حيث هى هى اقتضائى ندارد ، پس اين ماهيت اگر بخواهد به حيثى واقع شود كه وجود از او انتزاع شود به علتى احتياج دارد ، سپس مىگوييم اين علت يا خارج است يا داخل و همان حرفها را